 | تركیه همسایه غربی |
دكتر محمدقلی میناوند minavand2001@ yahoo.com ۱) در مجاورت مرزهای غربی آسیا در همسایگی ایران كشوری قرار دارد با سابقه طولانی و پشتوانه عظیم تاریخی و فرهنگی كه اكثریت عظیم مردم آن مسلمانند و در زمانی نه چندان دور امپراتوری عثمانی یعنی آخرین نمونه خلافت اسلامی را اداره می كردند و هنوز هم بیش از هر چیز خود را مسلمان می دانند و اغلب نمادها و نمودهای تاریخی و فرهنگی آنها خمیرمایه شرقی دارد. ۲) در منتهی الیه شرق اروپا و در سواحل مدیترانه كشوری قرار دارد با نظام سیاسی لائیك كه رسما به صورت دمكراتیك اداره می شود و نهادهای مدنی و سیاسی و حقوقی آن با معیارها و هنجارهای اروپایی انطباق دارد و مردم و دولت آن یكصدا و همسو در تلاشند تا هرچه سریعتر به اتحادیه ای بپیوندند كه نماینده وحدت و هماهنگی منافع اروپایی است و در این راه از هیچ گونه كوششی دریغ نمی كنند و حتی تحقیر را به جان می خرند به این امید كه زمان بزرگی فرا رسد. ۳) كدامیك از این دو كشور تركیه است؟ آیا تركیه كشوری اروپایی است یا آسیایی؟ احتمالا كسی به درستی پاسخ این سؤال را نمی داند. اصولا چرا باید فرض كنیم كه میان این دو جنبه تعارض و تضادی وجود دارد؟ آیا نمی توان تصور كرد كه تركیه یا هر كشور دیگری عناصری از هر دو فرهنگ آسیایی و اروپایی را داشته باشد و این عناصر به گونه ای با هم همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند؟ به نظر می رسد كه بسیاری از سیاستمداران و اندیشمندان و حتی مردم عادی در تركیه چنین نظری دارند. آنها بر این عقیده اند كه وجود عناصر فرهنگ اروپایی و آسیایی در این كشور بیانگر غنا و تنوعی است كه در اغلب كشورهای دیگر آسیا و اروپا یافت نمی شود پس این امر نقطه قوتی برای تركیه است كه باید آن را غنیمت شمرد. اما دیگران چنین عقیده ای ندارند. ۴) سه نیروی قدرتمند زندگی سیاسی را در تركیه تحت تإثیر قرار می دهند. نخست ملی گرایی نیرومندی كه با ظهور ترك های جوان قدرتی فزاینده یافت و شخص آتاتورك بزرگترین نماینده آن بود. ناسیونالیزم تركی كه گاهی در شكل پان تركیسم تجلی می كند مهمترین عامل شكل گیری دولت و كشور جدید تركیه و ادامه یافتن آن در قرن بیستم میلادی به شمار می آید. نیروی قدرتمند دیگری كه در زندگی سیاسی مردم تركیه نقش فوق العاده مؤثر و قدرتمندی ایفاء می كند صورت خاصی از غرب گرایی است كه بخش عمده ای از طبقات متوسط و بالا به ویژه نظامیان،روشنفكران و صاحبان صنایع و بازرگانان در طیف حامیان و حاملان آن قرار دارند. این نگرش از هنگام ایجاد تركیه جدید به دست كمال آتاتورك در ساختار دولت و نهادهای عمومی و مدنی نفوذ داده شد و در قانون اساسی تركیه به عنوان ایدئولوژی رسمی دولت لحاظ شد. در واقع این دو نیروی سیاسی یعنی ناسیونالیزم تركی و غرب گرایی از همان هنگام كه آتاتورك دولت جدید را بنیان نهاد همواره به مثابه دو نیروی همزاد تلقی شده اند و بسیار كسان چه در تركیه و چه در خارج از این كشور اصولا این دو نیرو را یكی می پندارند و تصوری از دو گانگی این دو عنصر ندارند. حال آنكه ملی گرایی تركی می تواند اشكالی متفاوت با آنچه تاكنون داشته است به خود بگیرد و این نكته ای است كه به تازگی با تقویت نیروی سوم یعنی اسلام سیاسی در تركیه به تدریج مورد توجه قرار گرفته است. اسلام دین مردم تركیه است و آنها از قرن ها پیش بر اساس تعالیم آن زیسته اند. همچون اغلب كشورهای اسلامی، این دین چنان در تارو پود مردم تركیه درآمیخته است كه هرگز نمی توان روزی را تصور كرد كه ارزش ها و هنجارهای دینی از زندگی این مردم بیرون برود. البته تا زمانی كه اسلام را نیرویی غیر سیاسی به شمار آوریم شاید چندان مشكلی در ادامه یافتن وضع كنونی پیش نیاید اما واقعیت این است كه امروز اسلام نیروی سیاسی بسیار توانمندی است كه نه تنها گرایش غرب گرایانه سنتی را در تركیه به چالش فرامی خواند بلكه ناسیونالیسم تركی را نیز تحت الشعاع قرار داده است و برخی بر این باورند كه ناسیونالیسم تركی نیز با گذشت زمان تا حدودی رنگ و لعاب دینی به خود می گیرد چون محتوای ملی گرایی تركی قابل تغییر است. ۵) آیا در تركیه امروز نیز همچون بسیاری از دیگر كشورهای اسلامی مشكل اساسی معارضه دشوار پیچیده و لاینحل سنت و مدرنیته است؟ واقعیت این است كه اسلام جدید همچون ملی گرایی جدید و غرب گرایی جدید تركیه همواره در صدد پاسخ دادن به معضله هویت ملی است. آنچه از آن با عنوان اسلام جدید در تركیه یاد می كنیم نوعی بازگشت مشتاقانه به دین و ارزش های اسلامی این ملت است كه نخستین شعله های آن در اواخر دوران امپراتوری عثمانی روشن شد یعنی هنگامی كه هجوم غربی ها بر همه زوایای حیات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مردم آسیای صغیر آنها را همچون سایر ملت های مسلمان عضو امپراتوری و بقیه ملت های مسلمان استعمار زده به واكنش و دفاع برانگیخته بود و در این تلاش ملی ،اسلام به مثابه ذخیره بزرگی از توان فرهنگی و تاریخی این ملت مورد بازاندیشی قرار گرفت. در این دوران ترك ها همانند سایر ملل مسلمان تحت فشار استعمار به هویت اصیل خود رجوع كردند و بنیان های اعتقادی آنها برای مقاومت در برابر استعمار و هجوم همه جانبه غرب به كار آمد. از این رو اسلام گرایی تركیه چندان جنبه سنت گرایانه ندارد بلكه كوششی آگاهانه و جدید برای مقابله و دفاع و ضدیت با جریان زورمند و زورمدار غرب گرایی در تركیه بوده است و امروز هم به رغم كاهش محسوس خشونت و شدتی كه در نتیجه آزمون و خطا در این رویارویی حاصل شده است همچنان به اشكال گوناگون ادامه دارد. ۶) حاصل تعامل این سه نیروی سیاسی در تركیه هرچه باشد تأثیری بر این واقعیت نمی گذارد كه به رغم گذشت چند دهه ،تعارض های گوناگون و تو در تویی كه تركیه با آن روبروست نه تنها حل نشده بلكه دشوار تر و پیچیده تر شده است. این تعارض ها بیانگر نوعی بحران هویت است. بحرانی كه میراث دوران امپراتوری و سپس كمالیسم به شمار می آید. در حال حاضر نمودهای بی شماری از این بحران هویت را می توان مشاهده كرد. از یكسو پیوستن به اتحادیه اروپایی با شعار «ما اروپایی هستیم »به آرمان سیاسی بزرگ مردم و دولتمردان تركیه مبدل شده است و دولت این كشور با پشتیبانی و حمایت تقریبا همه مردم و احزاب و جریان های سیاسی می كوشد تا به هر قیمت به این هدف دست یابد. برای دستیابی به این هدف تركیه تاكنون از خیر بسیاری از مواهب گذشته و سختی ها و تحقیرهای زیادی را تحمل كرده است و با وجود این اتحادیه اروپایی هر روز موانع جدیدی در این مسیر قرار می دهد و از هر طرف اروپا صداهای مخالف كسانی كه اتحادیه اروپایی را باشگاه ملل مسیحی می دانند و تركیه را بیگانه می خوانند شنیده می شود. امروز در ورزشگاه های اروپایی هرگاه تیم فوتبالی از تركیه در برابر یك تیم اروپایی قرار می گیرد تماشاچیان تیم رقیب این شعار را سر می دهند كه : «ما اروپایی هستیم شما اهل كجایید؟» ۷) تركیه كشوری اسلامی است،كشوری كه اسلام در زندگی روزمره مردم آن جریان دارد و در دهه های اخیر به اندازه ای قدرت خود را در ذهن و دل اكثریت غالب مردم بازیافته است كه احزاب اسلامی با حمایت مردمی یكی پس از دیگری ظهور می كنند و در اندك مدتی زمینه سیاسی قدرتمندی پیدا می كنند. هرگاه یكی از این احزاب با فشار و سركوب از دور خارج شده است بلافاصله حزبی با توان و آمادگی بیشتر پشتیبانی مردمی باز هم افزونتری كسب كرده و اینك كار به جایی رسیده است كه حامیان دمكراسی لائیك تركیه ناچار شده اند خشمگین و خجلت زده ظهور یك حكومت اسلام گرا را با هدایت حزبی كه تنها چند ماه پس از تاسیس از همه احزاب رقیب لائیك و ناسیونالیست در انتخابات پیشی گرفت ،بپذیرند. ۸) تردیدی نیست كه روی كار آمدن حكومت اردوغان و حزب عدالت و توسعه تحولی بزرگ در تاریخ معاصر تركیه به شمار می آید ولی امروز همین حزب و همین حكومت در تلاش است تا راه مذاكرات مربوط به پیوستن به اتحادیه اروپایی را هموار كند و بیش از دولتهای قبلی در زمینه روابط با اروپا آمریكا و اسرائیل باز عمل می كند و در صدد تغییر و یا اصلاح بنیان های زندگی لائیك نیز برنیامده است. آیا این بدان معنی است كه اردوغان و حزبش اسلام گرا نیستند و یا بیانگر آن است كه وی مشروط و موقت بودن حكومت خود را در قالب اصول اساسی لائیسیته به رسمیت می شناسد؟ ۹) شاید ترك ها زیستن با تعارض و دست و پا زدن در میان تضادها را پذیرفته اند زیرا دریافته اند كه راهی برای خروج از این تناقضهای تاریخی كه هویت آنها را تیره و چندگانه كرده است نخواهند یافت. شاید خود این تضاد هویت آنها را تشكیل می دهد. اما درست تر این است كه آنها می خواهند اسلام مدرنیته غربی و ناسیونالیسم تركی را به مثابه اجزای هویت ملی یكپارچه خود به رسمیت بشناسند و هر یك از این عناصر را در حدی كه با عناصر دیگر قابل جمع باشد حفظ كنند. این هویت چندگانه و چندلایه احتمالا نه اسلامگرایان جدی را راضی می كند و نه اروپایی ها را كه به چیزی كمتر از غربی شدن كامل ترك ها رضایت نمی دهند. ولی به هرحال راهكاری است كه برای رهایی از تعارضهای حل ناشدنی هویتی راه حلی عمل گرایانه به دست می دهد. ماخذ: همشهری دیپلماتیك- Oct 2004 - شماره ۲۸ - ۱۶ آبان ۱۳۸۳
|